Wednesday, October 03, 2007

پنجشنبه





گاهي چقدر سخته بخشيدن...
با اينكه مي دوني بايد.

چقدر آدما راحت بدي مي كنن و به روي خودشون نميارن، طوري هم وانمود مي كنن انگار از هيچي خبر ندارن. خطا از تو هم هست كه مي ذاري بازيشون رو روت اجرا كنن... گاهي اشتباهت اينه كه انقدر صادقانه پيش مي ري كه آدما فكر مي كنن اين نيست و حتما يه جور ديگه س..... همه اينا نفرت انگيزه و نمي توني به راحتي ببخشي..

دلم امروز بسيار گرفته ...

گاهي حتي نمي توني راجع بهش حرف بزني ... چون از اول وقتي گذاشتي بازي انجام بشه يكي از قواعدش هم اين بود كه حرف نزني ...

امروز پنجشنبه است و من دلم خيلي گرفته ... نمي دونم شايد يه روز ماجراها رو بنويسم ...


5 comments:

Anonymous said...

in akse chie?!

sooratgar said...

اين عكسها يك سري هستند از مجسمه هاي سفالي كه كار خودمه و ازشون عكاسي كردم و شايد سري هاي ديگه ش رو هم بارم و حسم رو راجع بهشون بنويسم

Anonymous said...

karet ke behtar az in harfa bood. chera kaleye adamash kaje?

maryam said...

كارش الانم خيلي خوبه

sooratgar said...

تو به خيانت و نفرت كاشتنت برس، چي كار داري به اين كارا!؟